فصل بسیار زیبای امتحانات رسید . این ترم اوله. کم کم میرسد روزهایی که فقط به یاد این روزها می‌افتیم و گریه میکنیم. روزها و شب هایی که بیدار میماندیم تا درس بخوانیم ( یعنی انقدر درس خون بودیما !!!! ) .  


دانشجوهایی شب امتحانی !!! شاید هم روز امتحانی !!!


تقلب های سرجلسه !!  که از لو دادن آنها به علت بدآموزی معذوریم و قیافه مراقب ها هنگامی که نمیتوانستند تقلب بگیرند:   یا  و گاهی هم این طوری 


صدای خانم اسمعیلی که در سالن دانشکده میپیچید که میگفت : وقتی برگه‌هارو پخش کردم دیگه صحبت نکن

یا صدای راه رفتن بقیه مراقب ها که تمرکز همه دانشجوها را به هم میریخت.


و صدای نفرت انگیز جمله ای که از دهان مراقب بیرون می آمد و می‌گفت : وقت تمومه


پیوست:((بعد از امتحان روان(با شوخی) از اقای لری(همشهری ما) بخاطر کار نداشتن ب تقلب های دوستان و (خودم)تشکر کردم...در جواب(با لحن جدی) گفت:اگه میتونید امتحانای بعدی تقلب کنید...(اخطار:در امتحانات سال های قبل بیشترین کسی ک تقلب از دانشجو ها گرفته همین آقای لری هست...مواظب ایشون باشید))

و خواهشی برای اساتید گرانقدر که هرچه زودتر بعد از برگزاری امتحان اقدام به تصحیح برگه های درخشان دانشجویان نمایند تا با پست هایی مانند "اعتراض" رو به رو نشوند.

و در آخر یک عکس بسیار زیبا را که نشان دهنده علاقه مندی ما پسران نسبت به درس هست را تقدیم میکنم به تمام دانشجویانی که این ترم امتحان دارند !!!


به امید پیروزی در امتحانات !!!!