اصطلاحات کرمانی برای ملت خوابگاهی
سلام .چندی پیش دو تا از بچه هایی رو دیدم که اهل استان کرمان نبودند و ایشان برگه ای داشتند که کلماتی رو که به عمر نشنیده بودند رو،توش می نوشتن.این ها همان اصطلاحاتِ گویش کرمانی بودند!خوب من هم به عنوان یک بومی و بر طبق اندک مایه تحقیقاتی که کردم تصمیم گرفتم تا ویژه نامه ای هر پنج شنبه به عنوان فوق برای همکلاسی ها و هم وطنان عزیز و محترمی که به ارزش های ملی اهمیت می دن قرار بدم تا بهتر حرف های این ملت رو بفهمن و باری از دوش ایشان برداشته باشم.باشد که مقبول افتد.
کُت:سوراخ
مثال:دیشب ممدو تو pes کت کتش(سوراخ سوراخ)کردم.
بابو:آوای تعجب که اصولا کشیده خوانده می شود(بابــــــــــــــو)
مثال:آقا این کیف چنده؟/قابلی نداره فقط 542000/اووو بابــــــو!(همان «بابا» ی خودمون)/
کرپو:مارمولک
مثال:اصولا این کلمه برای اسم گذاشتن روی هم در بین دوستان نزدیک رایج است(تجربی میشه فهمید) علاوه بر سایر کابردها.و الا بیشتر مردم همان مارمولک را می گویند.
هی کرپو(فردی لاغر اندام با چشمانی درشت!)خوبی؟!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:42 توسط Mohammad Javad Lotfi
|
{{" اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید "}}